زندگی در دوران همه گیری کرونا، یک تجربه شخصی

خرید بک لینک

همهگیری بیماری کوید 19 از اواخر سال 2019 تا پایان سال 2021 اکثر جمعیت جهان را در معرض شرایط بیسابقهای قرار داد، مانند اعمال قرنطینه های سرتاسری، خطرات مربوط بهسلامتی و بیماری، انزوای اجتماعی و آسیبهای اقتصادی. این شرایط پیامدهای مهمی در سطوح مختلف داشت و باعث تغییرات عمدهای در زندگی حرفهای و روزمره افراد شد که دامنه برخی از این تغییرات تا به امروز نیز رسیده است. برای مثال قرنطینه عمومی و الزام فاصلهگذاری اجتماعی منجر به کاهش سطح ارتباطات اجتماعی، کاهش دسترسی به تفریحات عمومی و تغییر محیط کاری و برای برخی کاهش درآمدها شد.

از طرف دیگر این همهگیری بهصورت یک وضعیت اضطراری همتراز با بلایای طبیعی و حوادث عظیم انسانی نظیر زلزله، سیل و یا جنگ، در نظر گرفته شد که مانند هر شرایط اضطراری احساسات بهعنوان نیروی محرکه آن عمل میکند و بسیاری از افراد را در سطح عاطفی با احساساتی قوی مانند ترس، نگرانی، استرس، اضطراب و افسردگی درگیر میکند. بسیاری از مطالعات، در زمینههای جغرافیایی مختلف، شواهد تجربی را در حمایت از این طیف عاطفی خاص در دوران همهگیری کرونا نشان دادند. (Marzana، 2021). گرچه تحولات همهگیر مانند تمام پدیدهها بهطور متفاوتی تجربه میشود؛ اما معمولاً در ابتدای پیدایش هر بیماری جدید از یکسو به دلیل نبود درمانهای خاص، کارآمد و مؤثر و از سوی دیگر به دلیل زیر سؤال بردن پیدرپی اطلاعات موجود در مورد هر جنبهای از این بیماری، افراد مستعد ابتلا به اختلالهای روانی خواهند بود. در مورد کرونا، این امر در کنار پیامدهای دیگری که در بالا ذکر شد تأثیری مضاعف و قویتر بر احساسات فردی و جمعی داشت.

در ادامه یادداشت سعی میکنم با ذکر مواردی از تجربه شخصی خودم به نقش فضای مجازی در این دوران بپردازم.

در اسفند 1398 که اولین موارد ابتلای به کرونا در ایران بهصورت رسمی اطلاعرسانی شد، شرایط زندگی و کاری اکثر افراد جامعه به طرز قابلتوجهی دگرگون شد که منجر به اختلال در نظام زندگی انسانی و اقتصادی شد. این شرایط عامل فشار برای دو فضایی شدن سریعتر جهان و گسترش سهم فضای مجازی در این میان شد. (عاملی، 1401)

زندگی روزمره و زندگی کاری دو عرصه اصلی تجربه تغییرات شدید برای من بود.

تجربه اضطراب شدید از گرفتار شدن به یک بیماری تنفسی، ترس از دست دادن عزیزان و حس شدیدی از عدم اطمینان و به هم خوردن نظم عادی زندگی روزمره؛ بهیکباره قطع تمام روابط اجتماعی در دنیای فیزیکی و ماندن در خانه برای روزهایی بسیار زیاد باعث پناه بردن من از این شرایط- اضطراب و انفصال همگانی در دنیای فیزیکی- به اتصال همگانی در فضای مجازی شد. این امر شامل هر دو جنبه مثبت و منفی برای من بود. از طرفی منجر به افراط در وقت گذراندن در فضای مجازی بهویژه شبکههای اجتماعی شد، همچنین کنترل کردن همیشگی اخبار مرتبط با کرونا و بررسی آمار روزانه در سرتاسر جهان و مقایسه آنها منجر به افزایش تصاعدی عواطفی نظیر ترس و ناامیدی میشد. درواقع بهصورت پارادوکسیکالی برای رفع ترس از یک پدیده ناشناخته در فضای فیزیکی به دنبال کسب اطلاعات در فضای مجازی بودم اما همیشه و هر لحظه در معرض اطلاعات بودن و از طرف دیگر عدم پایداری همین اطلاعات، آپدیت شدن بسیار سریع اطلاعات از طرف منابع رسمی و حجم بسیار زیاد اطلاعات تولید شده توسط منابع غیررسمی، نتیجهای جز افزایش میزان اضطراب و ترس و فاصله گرفتن بیشتر از دنیای فیزیکی نداشت.

پدیده اعتیاد به فضای مجازی ناشی از اضطراب در پژوهشهای بسیار زیادی در حوزه روانشناسی مورد تائید قرار گرفته است؛ اما یکی از پژوهشهای جالبتوجه در ارتباط با اضطراب در دوران کرونا به بررسی نقش کنار آمدن معنا محور بر سلامت روان در شرایط سخت بحران کرونا پرداخته است.

ایزنبک (2021) کنار آمدن معنا محور را داشتن معنی در زندگی، حفظ امید، اجتماعی بودن و فعال بودن در شرایط بحرانی تعریف میکند. این امر بهشدت با حفظ عاطفه مثبت در مواجهه با ناملایمات مرتبط است که هم قدرت تعدیلکننده و هم تغییردهنده عواطف منفی را دارد. ایزنبک و همکارانش با مطالعه نمونهای متشکل از 12243 شرکتکننده از 30 کشور در تمام قارهها که افسردگی، استرس، اضطراب مرتبط با کووید-19 را تجربه کردند دریافتند که کنار آمدن معنا محور بهشدت با کاهش علائم استرس، اضطراب و افسردگی مرتبط است و به حکمرانان توصیه کردند برای مقابله با پیامدهای روانی این همهگیری که هنوز گریبان گیر بسیاری از افراد جامعه است به نقش معنا در زندگی افراد توجه کنند؛ و تمرکز خود را فقط بر عوامل خطر و استراتژیها برای کنترل بیماری قرار ندهند و بر تقویت انعطافپذیری روانشناختی و ترویج نگرش فعالانه در افراد تأکید بیشتری داشته باشند تا خودشان را افراد منفعل تهدیدات در نظر نگیرند. ترویج مکانیسمهای کنار آمدن مؤثر مانند استراتژیهای معنا محور تابآوری جامعه را بسیار افزایش خواهد داد.(Eisenbeck و همکاران، 2021) در واقع به نظر میرسد یکی از راه حلهای قابل توجه برای حل مسئله اعتیاد به فضای مجازی ناشی از شرایط کرونا میتواند به کارگیری چنین استراتژیهایی توسط نهادهای سیاست گذار و همچنین نهادهای آموزشی و رسانهای باشد.

اما علاوه بر تأثیرات منفی، فضای مجازی برای یافتن آرامش گمشده من در جهان فیزیکی، کمککننده بود. هر شب شرکت مجازی در مراسمهای مذهبی آنلاین در ماههای مبارک شعبان و رمضان که حتی در شرایط عادی نیز امکان و حوصله حضور همیشگی در آن را نداشتم. یکی از عوامل غلبه من بر استرسهای بیشازاندازه ناشی از بحران کرونا بود. این تجربه جدید که البته به لطف شبکه اجتماعی اینستاگرام محقق شده بود، تجربهای عجیب بود. احساس دوگانه حضور قلب توأمان با عدم حضور فیزیکی. برقراری تماسهای تصویری هر روزه با خانواده و دوستان نیز منجر به دریافت حمایت عاطفی لازم و تا حدی جبران فقدان ارتباطات اجتماعی حضوری بود. این امر حتی به تقویت پیوندهای عاطفی در خانواده ما -که به علت مشغلههای کاری و کمبود وقت در دنیای پیش از کرونا تضعیف شده بود- منجر شد؛ و در آخر تجربه خرید آنلاین، بهعنوان بخشی از اوقات فراغتی که بهکل سلب شده بود دوباره ارتباط من را با جهان خارج از خانه بهصورت جدی برقرار کرد. این تجربیات که به واسطه گسترش فضای مجازی و استفاده از امکانات این فضا صورت میگرفت در کنار ورزش و کار از عوامل مهم کنار آمدن من با شرایط بحرانی ماههای ابتدایی بود.

اما عرصه زندگی کاری نیز دچار تغییرات زیادی شده بود. در سال 1399 من معلم و مشاور تحصیلی در یک مدرسه بودم. در خصوص آموزش مجازی و فواید و مضرات آن و نیز سازگاری دانش آموزان و معلمان با فناوریهای جدید تاکنون پژوهشهای زیادی صورت گرفته و بحثهای بیشماری مطرح شده است. نکتهای که در این نوشتار قصد پرداختن به آن را دارم مسئله کار در خانه و مفهومی به نام boundary work است. تا پیش از همهگیری کرونا، عموماً برای اکثر افراد از جمله خود من مفهوم خانه و کار دو مفهوم جدا از هم با قلمروهای متفاوت بود که مرز هر قلمرو نیز بهوضوح مشخص بود.

قرنطینههای سراسری و تعطیلی اجباری نهادهای دولتی و مراکز آموزشی منجر به کار از خانه برای بسیاری از افراد شاغل شد. برای برخی این دورکاری صرفاً ساعات مشخصی داشته و با استراتژیهایی به دنبال تمایز زمانی این دو امر که اکنون در یک فضا صورت میگرفت بودند برای مثال تفکیک فضاهای استراحت و کار در خانه، مشاهده تلویزیون یا صرف میان وعده برای نشان دادن تغییر از کار به اوقات فراغت در همان اتاق؛ اما برای من و همکارانم بهعنوان کارمندان یک مجموعه آموزشی، موضوع کمی متفاوت بود. بیزمانی و تداوم فضای مجازی بهطور نسبتاً مطلق به جهان فیزیکی ما راه یافته بود. اتصال پایدار در فضای مجازی که امکان در دسترس بودن همیشگی را میداد، مرزهای بین کار و خانه و توابع آنها را بهکلی مغشوش و محو کرده بود. از طرفی پیگیری درخواستهای دانش آموزان و معلمان و از طرف دیگر انتظار مدیریت مجموعه برای در دسترس بودن همیشگی. هر کدام از ما به دنبال کارهای مرزی (boundary works) متفاوت برای ایجاد و بازسازی محیط خانه در انطباق با شرایط جدید بودیم، چراکه خانه به مثابه محل کاری فارغ از محدودیتهای زمان و مکان منجر به تعامل و برخورد طیفی از اقدامات روزمره میشد که معمولاً در زمان و مکان از هم جدا شده بودهاند.

ادبیات پژوهشی موجود در این زمینه عموماً به تأثیرات مثبت کار از خانه مانند افزایش بهرهوری، کمک به محیطزیست، انعطافپذیری بالاتر و یا توجه به نقش فناوری در این زمینه پرداختهاند اما پژوهشهای دیگری نیز با نگاهی انتقادی به این مسئله، ارتباط کار از خانه را با سطوح بالاتری از استرس درک شده توسط فرد و افزایش فرسودگی شغلی مورد بحث قرار دادهاند. (Hayes، 2021 و Wethal، 2022) برای برخی دیگر از پژوهشگران نیز ادغام کار و خانه قابلتوجه است. از نظر این پژوهشگران محو شدن مرز بین کار و خانه همانگونه که ذکر شد، مدیریت همزمان کار، خانه و زندگی شخصی را برای افراد چالشبرانگیز کرده و گاهی منجر به تعارض شده است. قرنطینه، با ایجاد سازماندهی مجدد فضایی چشمگیر اعمال، منجر به از بین رفتن مرزهای فضایی شد که معمولاً زندگی روزمره را ساختار میدهد و شیوههای کنش را بین کار و خانه متمایز میکند. یکی از مفاهیم مفید برای مطالعه این تغییرات و واکنش به این محو شدن مرزها boundary work است که توسط کریستینا نیپرت-انگ (1996) مفهومسازی شده است. کار مرزی بهعنوان «فرآیند بیپایان، عملی و تا حد زیادی قابلمشاهده است که از طریق آن مرزها مذاکره میشوند، قرار میگیرند، حفظ میشوند؛ و توسط افراد در طول زمان تغییر شکل میدهند» در مرکز این ادبیات، افراد، نقشهای اجتماعی و مقولههای ذهنی آنها قرار دارند که در اختراع، (باز) مذاکره و بازتولید مرزها (جدید) و روابط متقابل بین شیوههای کار و غیر کار، در داخل و خارج خانه دخیل هستند. بر در واقع بهطور گسترده به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه افراد هنگام کار از خانه، کار در محل کار و خارج از این فضاها، نقشهای خود را متمایز میکنند. یکی از پژوهشهای جالبتوجه در این زمینه مقاله whatel و همکارانش با عنوان «بازسازی مرزها در خانه بهعنوان دفتر کار: ترافیک مرزی در طول قرنطینه COVID-19 و آینده کار از خانه» است.

آنها به بررسی چگونگی ارتباط کار از خانه، بهعنوان یک عمل، با سایر شیوههای اجتماعی (مانند رفتوآمد، اوقات فراغت، غذا خوردن، آموزش) میپردازند، از نظر آنان قرنطینه در زمان همه گیری کرونا بهشدت هم نفوذپذیری (توانایی ایفای بسیاری از نقشها بهطور همزمان در فضای داخلی) و هم انعطافپذیری (دستکاری مسئولیتها به روشهای موقت و غیرقابلپیشبینی) مرزهای کار و خانه را تغییر داد؛ و ازاینرو مفهوم کار مرزی دیگر پاسخ گوی این حجم از تغییرات و مرز گذاری نیست. آنها اصطلاح «ترافیک مرزی» را معرفی میکنند تا این واقعیت را نشان دهند که قرنطینه کار مرزی بیشتری ایجاد کرد زیرا حوزههای مختلف با هم برخورد کردند و «ترافیک» یا تراکم اضافی در مرزهای بین شیوههای مختلف اجتماعی داخلی ایجاد کرد. ( Wethal و همکاران، 2022)

فهرست منابع:

عاملی، س.ر(1401). فرهنگ مجازی، جزوه دکتری، رشتهی علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی.

Eisenbeck, N. Pérez-Escobar, J. Carreno, D. (2022) Reworking boundaries in the home-as-office: boundary traffic duringCOVID-19 lockdown and the future of working from home, Sustainability: Science, Practice and Policy, 18(1)

Hayes , W. (2021) Perceived stress, work-related buout, and Working from home before and during COVID-19: An examination of workers in the United States, Sage open, 11(4), 358–373

Marzana, D. (2021) Community dimensions and emotions in the era of COVID-19, Joual of Community & Applied Social Psychology, 32(3), 358–373

Nippert-Eng, C. (1996). Calendars and keys: The classification of “home” and “work.” Sociological Forum, 11(3), 563–582

.whatel, D. Ellsworth-Krebs, K. Hansen, A. (2022) Reworking boundaries in the home-as-office: boundary traffic duringCOVID-19 lockdown and the future of working from home, Sustainability: Science, Practice and Policy, 18(1)

مطالعات فرهنگ مجازی...

ما را در سایت مطالعات فرهنگ مجازی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 20:23

صفحه بندی